محمد مفيد مستوفى بافقى
479
جامع مفيدى ( فارسى )
ظلم و اعتساف پرداخته روضهء اميد رعايا و متوطنان آن ملك كه تشنهلبان بوادى نامرادى بودند از رشحات سحاب مكرمت انتساب آن آصف ثانى سمت نضارت گرفت و بعد از اندك زمان باز پرتو آفتاب عنايت از مطلع مرحمت شاهنشاهى طالع شده بر وجنات احوالش تافته نظارت بيوتات سركار خاصهء شريفه كه اعظم مناصب ديوان اعلى است به آنجناب مفوض گرديد و پايهء قدر و منزلتش از اكثر امراء عظام و مقربان بارگاه فلك احتشام درگذشت و درگاه خلايق ملاذش آرامگاه اكابر و اشراف [ 342 ب ] و بىشايبهء تكلف و غايلهء تصلف آنجناب از عنفوان اوان جوانى تا اواخر ايام زندگانى در كرم و سماحت وجود و سخاوت رقم نسخ بر مكارم صاحب رى و حاتم طى كشيد و هرچه از هرممر به دستش آمد در وجه انعام سادات و علما و مشايخ و فضلا مصروف گردانيد و پيوسته همت بر اشاعهء خيرات و مبرات مىگماشت و در باب ساختن پل و رباط و اجراى آب قنوات و احداث قرى و مزارع غايت مبالغه بهجاى مىآورد . در آن اوقات كه كوكب اقبال آن حضرت در نفاد امر و علو شان و مزيد اقتدار روى به اوج شرف و رفعت نهاد ابراز شرم ايثار دست گوهربارش غرق عرق خجلت بود و كوه از اندوه دل گوهر بخشش خون در درون بسته كان لعل و ياقوت ظاهر نمىنمود ، نظم : هيچ سايل به خوشدلى و به خشم * لا در ابروى او نديده به چشم تا نيايد ز سايلان تشوير * همه پيش از بيار گويد گير . ذكر قرى و مزارع و عماراتى كه حسب الفرمودهء آن حضرت در اصل شهر و بلوكات يزد احداث گرديده در آن اوقات كه مقرب الخاقان مومى اليه به امر كركراقى در خطهء يزد بر قاليچهء استقلال نشسته بود نخست در اصل قصبهء مهريجرد قناتى حفر نموده موسوم